گاهی برای خراب کردن زندگی چند نفر، لازم نیست دروغ بگی؛ فقط کافیه مطمئن باشی چیزی رو درست دیدی.

تاوان؛ معرفی و بررسی کتابAtonement

جلد کتاب تاوان — انتشارات نیلوفر
نوشته‌یایان مک‌یوونترجمه‌یمصطفی مفیدیصفحه۴۳۷

پیشنهاد بخریم

ببخشید، فعلا موجودش نداریم

معرفی کتاب «تاوان»

براینی سیزده سالشه، داستان می‌نویسه، نمایشنامه درست می‌کنه و از اون بچه‌هاییه که دوست دارن دنیا مرتب و قابل‌فهم باشه؛ آدم خوب معلوم باشه، آدم بد هم معلوم. مشکل اینجاست که آدم‌بزرگ‌ها اصلاً این‌طوری زندگی نمی‌کنن.

تابستون سال ۱۹۳۵، توی خونه‌ی بزرگ خانواده‌ی تالیس، براینی از پشت پنجره خواهر بزرگ‌ترش سیسیلیا و رابی ترنر رو کنار فواره می‌بینه. رابی پسر خدمتکار خانواده‌ست، اما با حمایت پدر سیسیلیا درس خونده و همراه خود سیسیلیا از کمبریج فارغ‌التحصیل شده. بین این دوتا اتفاقی می‌افته که برای یه دختر سیزده‌ساله خیلی راحت قابل‌فهم نیست. براینی فقط چند تکه از ماجرا رو می‌بینه و جاهای خالی رو با چیزی پر می‌کنه که بیشتر از هرچیزی بلده: داستان.

و مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شه. چون وقتی براینی یه چیزی رو توی ذهن خودش تبدیل به داستان کرد، کم‌کم خودش هم باورش می‌کنه.

«تاوان» درباره‌ی یه سوءتفاهم کوچیک نیست که آخرش دو نفر بشینن حرف بزنن و همه‌چیز حل بشه. اتفاقی که اون روز می‌افته زندگی چند نفر رو از مسیرش خارج می‌کنه و چند سال بعد، وقتی جنگ جهانی دوم شروع شده، هنوز همه دارن هزینه‌ش رو می‌دن.

اما چیزی که «تاوان» رو خیلی بیشتر از یه داستان عاشقانه‌ی غمگین می‌کنه، روش تعریف کردن همین ماجراست.

مک‌یوون توی بخش اول مدام جای ما رو عوض می‌کنه. یه اتفاق رو از نگاه براینی می‌بینیم، بعد ممکنه همون چند دقیقه رو از ذهن سیسیلیا یا رابی تجربه کنیم و تازه بفهمیم چیزی که برای یک نفر کاملاً واضح بوده، برای کسی که از چند متر دورتر نگاهش می‌کرده چه معنای متفاوتی داشته.

یعنی ما هم تقریباً همون مشکل براینی رو داریم: هیچ‌وقت همه‌چیز رو نمی‌بینیم.

فقط برخلاف براینی، مک‌یوون اجازه می‌ده چند قدم عقب بریم و بفهمیم چقدر راحت می‌شه از چند تکه‌ی واقعی، یک نتیجه‌ی کاملاً اشتباه ساخت. اتفاقاً خود مک‌یوون گفته «تاوان» برای او کتابی درباره‌ی تخیل و قدرت نویسنده بوده؛ اینکه داستان ساختن چه نیروی عجیبی داره و این نیرو همیشه هم بی‌خطر نیست.

یه پای مهم دیگه‌ی داستان هم طبقه‌ی اجتماعیه.

رابی تقریباً عضوی از خانواده‌ی تالیس بزرگ شده، تحصیل‌کرده‌ست و آینده‌ی خوبی جلوشه، ولی همچنان پسر خدمتکار خونه‌ست. همین فاصله‌ی نامرئی وقتی اوضاع خراب می‌شه اهمیتش رو نشون می‌ده. بعضی حرف‌ها وقتی درباره‌ی بعضی آدم‌ها گفته می‌شن، خیلی راحت‌تر باور می‌شن.

بعد کتاب ناگهان خونه‌ی بزرگ، چمن‌های مرتب و گرمای تابستون ۱۹۳۵ رو پشت سر می‌ذاره و چند سال جلوتر می‌ره. حالا جنگ شروع شده.

رابی رو بین سربازهای بریتانیایی می‌بینیم که در سال ۱۹۴۰ دارن به سمت دانکرک عقب‌نشینی می‌کنن. این قسمت از کتاب با بخش اول زمین تا آسمون فرق داره؛ اونجا اضطراب از یک نگاه، یک نامه یا حرف اشتباه می‌اومد، اینجا جاده‌ها پر از سربازهای خسته، زخمی‌ها، آوار و آدم‌هاییه که فقط می‌خوان somehow خودشون رو به ساحل برسونن.

این بخش صرفاً پس‌زمینه‌ای برای یک عاشقانه نیست. مک‌یوون برای نوشتنش به آرشیو موزه‌ی جنگ سلطنتی بریتانیا رفت و نامه‌ها و خاطرات سربازها و پرستارهای زمان جنگ رو خوند. ماجرای دانکرک برای خودش هم شخصی بود؛ پدرش یکی از سربازهایی بود که در همان عقب‌نشینی خودش را به ساحل رسانده بود. خودش گفته چیزی که در نامه‌های سربازها بیشتر از همه توجهش رو جلب کرد، نه حرف‌های قهرمانانه درباره‌ی جنگ، بلکه دلتنگی‌شون برای یه زندگی کاملاً معمولی بود.

همین باعث شده جنگ توی «تاوان» خیلی انسانی به نظر برسه. آدم‌ها بیشتر از اینکه دنبال قهرمان شدن باشن، خسته‌ن، تشنه‌ن، می‌ترسن و دلشون می‌خواد برگردن خونه.

براینی رو هم دوباره می‌بینیم. حالا بزرگ‌تر شده و به‌عنوان پرستار آموزش می‌بینه؛ انگار خودش هم می‌دونه زندگی قبلی دیگه تموم شده و چیزی وجود داره که باید یه جوری جبرانش کنه.

ولی سؤال اصلی کتاب کم‌کم عوض می‌شه. بعضی چیزها اصلاً قابل جبران هستن؟ اگه یه تصمیم تو در سیزده‌سالگی زندگی دو نفر رو خراب کرده باشه، آیا پشیمونی کافیه؟ عذرخواهی چی؟ اعتراف کردن؟ نوشتن حقیقت؟ و اگه دیگه نتونی گذشته رو عوض کنی، چه چیزی از «تاوان» باقی می‌مونه؟ این همون جاییه که اسم کتاب کم‌کم معنای خودش رو پیدا می‌کنه.

فقط یه هشدار دوستانه قبل از خرید: اگه دنبال رمانی هستی که از صفحه‌ی اول اتفاق پشت اتفاق بیفته، بخش اول «تاوان» شاید یکم صبر بخواد. مک‌یوون عمداً زمان زیادی رو روی یک روز می‌ذاره و وارد ذهن آدم‌های مختلف می‌شه. نگاه‌ها، سوءبرداشت‌ها، حسادت، کشش بین آدم‌ها و چیزهایی که گفته نمی‌شن براش به‌اندازه‌ی خود اتفاق اصلی اهمیت دارن.

ولی وقتی این تکه‌ها کنار هم قرار می‌گیرن، می‌فهمی چرا این‌همه جزئیات لازم بوده.

«تاوان» از اون رمان‌های ادبیه که برای خوندنش لازم نیست اهل نقد ادبی باشی. یه قصه‌ی عاشقانه داره، تعلیق داره، جنگ داره و آدم‌هایی داره که واقعاً دلت می‌خواد بدونی آخرش چه بلایی سرشون میاد. هم‌زمان، زیر همه‌ی این‌ها درباره‌ی حافظه، گناه، طبقه‌ی اجتماعی و عجیب‌تر از همه خودِ داستان‌گویی حرف می‌زنه.

رمان در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و همون سال به فهرست نهایی جایزه‌ی بوکر رسید. مک‌یوون قبل از اون برای «آمستردام» بوکر ۱۹۹۸ رو برده بود، ولی «تاوان» تبدیل به یکی از شناخته‌شده‌ترین آثارش شد؛ ناشر انگلیسی کتاب در سال ۲۰۲۱ اعلام کرده بود که فقط در بریتانیا بیش از یک‌ونیم میلیون نسخه ازش فروخته شده و به ۴۲ زبان منتشر شده.

فیلم رو دیدم؛ باز هم کتاب رو بخونم؟

آره.

فیلم «تاوان» ساخته‌ی جو رایت در سال ۲۰۰۷ اقتباس خیلی موفقی از کتابه و کیرا نایتلی، جیمز مک‌آووی و سیرشا رونان هم تصویر شخصیت‌ها رو برای خیلی‌ها ماندگار کردن. ولی یکی از مهم‌ترین کارهای رمان، رفت‌وآمد بین ذهن آدم‌ها و بازی با این سؤاله که «چه کسی داره این داستان رو تعریف می‌کنه؟»؛ چیزی که طبیعتاً روی کاغذ خیلی بیشتر جا برای باز شدن داره. حتی سازندگان فیلم هم گفته‌اند منتقل کردن همین ویژگی ادبی کتاب به سینما یکی از سخت‌ترین قسمت‌های اقتباس بوده.

پس اگه فیلم رو دیدی، داستان برات کاملاً بی‌فایده نمی‌شه. فقط متأسفانه یکی از غافلگیری‌های مهم رمان رو از قبل می‌دونی.

چندتا چیز جالب درباره‌ی «تاوان»

قرار نبود این کتاب، «تاوان» باشه

چیزی که در نهایت تبدیل به بخشی از رمان شد، مدتی یه داستان علمی‌تخیلی بود. مک‌یوون بعد از حدود هجده ماه برگشت، تقریباً همه‌ی ایده‌ی قبلی رو کنار گذاشت و ماجرا رو برد به سال‌های قبل از جنگ جهانی دوم. خودش می‌گه خیلی زود ساختار کتاب رو به شکل «سه رمان کوتاه و یک مؤخره» در ذهن داشته.

حتی اسمش هم دقیقه‌ی آخر عوض شد

اسم اولیه‌ی کتاب An Atonement بود. تاریخ‌نگار بریتانیایی تیموتی گارتون اَش بعد از خوندن نسخه‌ی نهایی رفت سراغ مک‌یوون و ازش خواست اون «An» رو حذف کنه. کتاب تقریباً آماده‌ی چاپ بود که مک‌یوون با ناشرش تماس گرفت و اسم نهایی شد Atonement.

دانکرک فقط تحقیق کتابخونه‌ای نبود

پدر ایان مک‌یوون خودش در عقب‌نشینی دانکرک حضور داشت. مک‌یوون برای نوشتن این قسمت علاوه بر تجربه‌ی خانوادگی، نامه‌ها و اسناد سربازها و پرستارها رو در موزه‌ی جنگ سلطنتی مطالعه کرد؛ برای همین جزئیات جنگ بیشتر از جنس تجربه‌ی روزمره‌ست تا توضیح عملیات نظامی.

بالاخره بخریم؟

اگه داستان‌هایی رو دوست داری که بعد از تموم شدن هم یه مدت توی سرت ادامه پیدا می‌کنن، آره.

«تاوان» هم عاشقانه‌ست، هم رمان جنگ، هم داستان بلوغ و هم کتابی درباره‌ی اینه که چقدر می‌تونیم به چیزی که خودمون از گذشته تعریف می‌کنیم اعتماد کنیم. تلخه، بعضی جاها واقعاً سنگینه و قرار نیست آخر هر فصل حالت رو بهتر کنه.

ولی دردش الکی نیست. مک‌یوون یه سؤال خیلی ساده رو تا آخر دنبال می‌کنه: وقتی کاری کردی که دیگه نمی‌تونی درستش کنی، با باقی عمرت چه کار می‌کنی؟

نسخه‌ی فارسی «تاوان» با ترجمه‌ی مصطفی مفیدی از نشر نیلوفر در سال ۱۳۹۱ منتشر شده؛ چاپ ثبت‌شده‌ی آن ۴۳۷ صفحه، قطع رقعی و شابک 978-9644485213 داره. در حال حاضر چند فروشگاه اصلی کتاب این چاپ رو ناموجود ثبت کرده‌اند، بنابراین پیدا کردن نسخه‌ی نو ممکنه راحت نباشه.

خرید کتاب تاوان

نوشته‌یایان مک‌یوونترجمه‌یمصطفی مفیدینشرانتشارات نیلوفرصفحه۴۳۷
۱۵٬۰۰۰تومان

پیشنهاد مطالعه: