
معرفی کتاب «تس دوربرویل»
وقتی تامس هاردی «تس دوربرویل» رو منتشر کرد، زیر اسم کتاب نوشت: «زنی پاک». همین دو کلمه از بحثبرانگیزترین بخشهای کتاب شد. چون تمام داستان دربارهی دختریه که جامعه مدام دربارهش قضاوت میکنه، ولی هاردی از همون اول تکلیف خودش رو با این قضاوتها روشن کرده.
همهچیز از یه خبر بهظاهر خوب شروع میشه. پدر تس دوربیفیلد میفهمه که خانوادهشون از نسل خاندان قدیمی و اشرافی دوربرویل هستن. خانواده فقیره و این اسم قدیمی برای پدر و مادر تس شبیه فرصتیه که شاید بتونه وضع زندگیشون رو عوض کنه. برای همین تس رو میفرستن سراغ خانوادهی ثروتمندی که اسم دوربرویل رو دارن؛ غافل از اینکه اونها اصلاً از این خاندان نیستن و سالها قبل فقط این اسم اشرافی رو برای خودشون انتخاب کردن. اونجاست که تس با الک دوربرویل آشنا میشه و این آشنایی مسیر زندگیش رو برای همیشه تغییر میده.
تس بعد از اتفاقهایی که براش میافته سعی میکنه زندگی تازهای بسازه و گذشته رو پشت سر بذاره. مدتی بعد با انجل کلر آشنا میشه و برای اولین بار به نظر میرسه شاید زندگی بالاخره بخواد کمی باهاش راه بیاد. اما مسئلهی اصلی کتاب همینجاست: آدم تا کی باید بابت چیزی که قربانیش بوده مجازات بشه؟ و چرا جامعهای که در برابر ظلم ساکته، موقع قضاوت کردن اینقدر مطمئن و بیرحمه؟
هاردی قصهی تس رو وسط روستاها، مزرعهها و طبیعت جنوب انگلستان تعریف میکنه؛ جایی که زیبایی طبیعت کنار فقر، اختلاف طبقاتی و اخلاق سختگیرانهی دورهی ویکتوریایی قرار گرفته. برای همین «تس دوربرویل» فقط یه داستان عاشقانهی غمانگیز نیست. قصهی دختریه که بارها سعی میکنه دوباره زندگی کنه، درحالیکه آدمها و قواعد دوروبرش مدام گذشته رو جلوی پاش میذارن.
اگه کلاسیکهایی رو دوست دارید که پشت قصهی عاشقانهشون حرف جدیتری دربارهی طبقه، اخلاق و قضاوت آدمها دارن، «تس دوربرویل» هنوز بعد از بیشتر از صد سال، کتاب عجیبی زنده و دردناکه. ترجمهی ابراهیم یونسی از این رمان توسط نشر نو منتشر شده.


