وقتی پول بیشتری داریم، واقعاً ثروتمندتریم؟

حکومت با پول ما چه کرده است؟؛ معرفی و بررسی کتابWhat Has Government Done to Our Money?

جلد کتاب حکومت با پول ما چه کرده است؟ — آماره
نوشته‌یمورای ان روتباردترجمه‌یسپهرداد شیدوشصفحه۱۴۴

پیشنهاد بخریم

ببخشید، فعلا موجودش نداریم

معرفی کتاب «حکومت با پول ما چه کرده است؟»

فرض کن فردا صبح از خواب بیدار بشی و ببینی موجودی حساب همه‌ی آدم‌ها دو برابر شده. حقوق تو دو برابر، پس‌اندازت دو برابر و پول بقیه هم دو برابر. سؤال اینه: واقعاً همه دو برابر ثروتمند شدیم؟ مورای روتبارد می‌گه نه. چون چیزی که ما رو ثروتمند می‌کنه تعداد صفرهای حساب بانکی نیست؛ کالاها و خدماتیه که با اون پول می‌تونیم بخریم. اگه مقدار پول زیاد بشه ولی تعداد خونه‌ها، ماشین‌ها، غذاها و چیزهایی که تولید می‌کنیم همون قبلی باشه، صرفاً پول بیشتری داریم که دنبال همون مقدار کالا می‌گرده. خود روتبارد هم برای توضیح این موضوع تقریباً از همین آزمایش ذهنی شروع می‌کنه: اگر یک‌شبه مقدار پول دو برابر شود، آیا واقعاً دو برابر ثروتمند شده‌ایم؟ اما «حکومت با پول ما چه کرده است؟» از اون کتاب‌هایی نیست که از صفحه‌ی اول بانک مرکزی و سیاست پولی رو بندازه وسط و انتظار داشته باشه از قبل اقتصاد بلد باشی. روتبارد چند قدم عقب‌تر می‌ره و می‌پرسه اصلاً پول از کجا اومد؟ اول معامله‌ی پایاپای رو تصور می‌کنه. تو ماهی داری و چوب می‌خوای، من چوب دارم ولی شاید اصلاً ماهی نخوام. برای اینکه معامله انجام بشه باید دقیقاً کسی رو پیدا کنی که هم چیزی داشته باشه که تو می‌خوای و هم چیزی رو بخواد که تو داری. هرچی جامعه بزرگ‌تر می‌شه، این مدل دردسرسازتره. روتبارد توضیح می‌ده که چطور بعضی کالاها به‌خاطر اینکه تقریباً همه حاضر بودن قبولشون کنن، کم‌کم تبدیل به واسطه‌ی معامله شدن و در نهایت چیزی شکل گرفت که امروز بهش می‌گیم پول. در روایت او، طلا و نقره هم نه به فرمان یک پادشاه یا دولت، بلکه طی همین فرایند بازار جایگاه ویژه‌ای پیدا کردند. این بخش از کتاب شدیداً تحت‌تأثیر نظریه‌ی پول کارل منگر و لودویگ فون میزسه. اینجا تازه سؤال اصلی کتاب شروع می‌شه: اگه پول می‌تونه بدون حکومت به وجود بیاد، چرا امروز تقریباً همه‌چیزش دست حکومته؟ روتبارد قدم‌به‌قدم روایت خودش رو جلو می‌بره: اول ضرب سکه، بعد انحصار ضرب پول، کم‌کردن عیار سکه‌ها، قوانین پول قانونی، بانک‌ها، ذخیره‌ی جزئی، بانک مرکزی و در نهایت پول کاغذی‌ای که دیگه لازم نیست پشتش مقدار مشخصی طلا وجود داشته باشه. حرف اصلیش اینه که کنترل پول یک‌باره از بازار گرفته نشد؛ هر مداخله راه رو برای مداخله‌ی بعدی باز کرد. فهرست کتاب هم تقریباً همین مسیر رو دنبال می‌کنه؛ از «پول در جامعه‌ی آزاد» به «مداخله‌ی حکومت در پول» و بعد به تاریخ نظام پولی غرب می‌رسیم. یکی از قسمت‌های جالب کتاب توضیح روتبارد درباره‌ی تورمه. برای اون، ماجرا صرفاً این نیست که «پول زیاد می‌شه و قیمت‌ها بالا می‌رن». نکته‌ی مهم‌تر اینه که پول تازه هم‌زمان به دست همه نمی‌رسه. بعضی‌ها زودتر بهش دسترسی پیدا می‌کنن و وقتی هنوز همه‌ی قیمت‌ها بالا نرفته خرید می‌کنن؛ پول بعدتر به بقیه می‌رسه، وقتی بخشی از قیمت‌ها تغییر کرده. به همین خاطر روتبارد افزایش حجم پول رو نوعی جابه‌جایی قدرت خرید بین آدم‌ها می‌دونه، نه اتفاقی که اثرش روی همه یکسان باشه. بعد کتاب از بحث نظری فاصله می‌گیره و تبدیل می‌شه به یه تاریخ خیلی فشرده از پول در قرن بیستم. روتبارد از استاندارد طلای کلاسیک شروع می‌کنه، جنگ جهانی اول و دوران بین دو جنگ رو رد می‌کنه، به برتون وودز می‌رسه و بعد اتفاق سال ۱۹۷۱ رو توضیح می‌ده؛ زمانی که آخرین پیوند رسمی دلار آمریکا با طلا قطع شد. این بخش در ویرایش دوم کتاب، بعد از بحران‌های پولی اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰، به اثر اضافه شد و ویرایش‌های بعدی هم همین ساختار رو حفظ کردند. با همه‌ی این‌ها یه چیز رو بهتره قبل از خرید بدونی: روتبارد اصلاً نویسنده‌ی بی‌طرفی نیست. از همان مقدمه مشخصه که می‌خواد این سؤال رو تا آخر دنبال کنه که آیا می‌شه پول هم مثل خیلی چیزهای دیگه در بازار آزاد شکل بگیره و دولت از مدیریتش کنار بره. نگاهش به بانک مرکزی، پول اعتباری و دخالت دولت هم شدیداً انتقادیه. پس کتاب رو بهتره نه به‌عنوان «آخرین حرف علم اقتصاد درباره پول»، بلکه به‌عنوان یک استدلال خیلی روشن و سرراست از مکتب اقتصاد اتریشی بخونی. اتفاقاً همین باعث می‌شه کتاب جذاب باشه. روتبارد سعی نمی‌کنه پشت اصطلاحات پیچیده قایم بشه و تقریباً هیچ نیازی هم به فرمول و ریاضی نداری. کتاب اولیه فقط از حدود ۷۲ صفحه‌ی تایپ‌شده شکل گرفته بود و از ابتدا قرار بود توضیحی کوتاه و قابل‌فهم درباره‌ی پول برای خواننده‌ی عادی باشه. اولین نسخه در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و ویرایش دوم سال ۱۹۷۴، بعد از پایان نظام برتون وودز، فصل تاریخی تازه‌ای بهش اضافه کرد. اگه همیشه برات سؤال بوده چرا دولت‌ها نمی‌تونن هرچقدر لازم دارن پول چاپ کنن، تورم دقیقاً چه کسی رو فقیرتر و چه کسی رو ثروتمندتر می‌کنه، بانک مرکزی اصلاً چرا به وجود اومده یا چرا یه زمانی «دلار» در واقع اسم مقدار مشخصی طلا بوده، این کتاب احتمالاً برات جذابه. لازم هم نیست قبلش اقتصاد خونده باشی. فقط بهتره آماده باشی که با نویسنده‌ای طرفی که جواب‌های خیلی مشخصی برای این سؤال‌ها داره و احتمالاً وسط خوندن چند بار هم دلت می‌خواد باهاش مخالفت کنی. و شاید برای چنین کتابی این بدترین اتفاق نباشه.

خرید کتاب حکومت با پول ما چه کرده است؟

نوشته‌یمورای ان روتباردترجمه‌یسپهرداد شیدوشنشرآمارهصفحه۱۴۴
۴۰۰٬۰۰۰تومان

پیشنهاد مطالعه: