دو قرن از مرگش گذشته، ولی هنوز قصه‌اش تمام نشده

ملکه سرخ؛ معرفی و بررسی کتابThe Red Queen: A Transcultural Tragicomedy

جلد کتاب ملکه سرخ — هیرمند
نوشته‌یمارگارت درابلترجمه‌یسید سعید کلاتیصفحه۴۲۰

پیشنهاد بخریم

ببخشید، فعلا موجودش نداریم

معرفی کتاب «ملکه سرخ»

باربارا هالیول درست قبل از سفرش به سئول یک بسته‌ی ناشناس می‌گیرد. داخل بسته کتابی است درباره‌ی زندگی شاهزاده هیگیونگ؛ زنی از دربار کره که نزدیک دو قرن پیش مرده و زندگی عجیبی را پشت سر گذاشته. باربارا کتاب را با خودش به هواپیما می‌برد و شروع به خواندن می‌کند. قرار است برای یک کنفرانس علمی به کره برود، اما چیزی که در آن پرواز می‌خواند خیلی بیشتر از کنفرانس ذهنش را درگیر می‌کند.

هیگیونگ هنوز بچه بود که برای ازدواج با ولیعهد سادو انتخاب شد. وارد قصری شد که تقریباً هر حرکتش قانون داشت و خیلی زود فهمید شوهرش حال خوبی ندارد. رفتارهای سادو به مرور خشن‌تر و خطرناک‌تر می‌شود تا جایی که پدرش، پادشاه یونگ‌جو، در تصمیمی هولناک او را داخل صندوق برنج زندانی می‌کند و همان‌جا می‌گذارد بمیرد. هیگیونگ از این زندگی جان سالم به در می‌برد و سال‌ها بعد خاطراتش را می‌نویسد. بخش تاریخی رمان درابل بر پایه‌ی همین خاطرات واقعی شکل گرفته است.

اما «ملکه سرخ» فقط قصه‌ی یک شاهزاده‌ی کره‌ای نیست.

وقتی باربارا خاطرات او را می‌خواند، کم‌کم شباهت‌های عجیبی بین زندگی خودش و این زن پیدا می‌کند. هر دو با بیماری روانی در زندگی خانوادگی‌شان روبه‌رو شده‌اند، هر دو فقدان فرزند را تجربه کرده‌اند و هر دو سال‌ها چیزهایی را با خودشان حمل کرده‌اند که نمی‌شود خیلی راحت اسمشان را گذشته گذاشت. انگار هیگیونگ بعد از این همه سال، باربارا را پیدا کرده تا یک بار دیگر قصه‌اش شنیده شود.

اینجاست که رمان مسیرش را عوض می‌کند. نیمه‌ی اول بیشتر در فضای دربار قدیم کره می‌گذرد؛ نیمه‌ی بعدی همراه باربارا وارد سئول امروزی می‌شود. دو زن، دو زمان و دو فرهنگ که ظاهراً هیچ ربطی به هم ندارند، آرام‌آرام روی هم می‌افتند. مارگارت درابل بیشتر از اینکه بخواهد یک رمان تاریخی معمولی بنویسد، دنبال این سؤال است که آیا تجربه‌های آدم‌ها واقعاً با زمان و جغرافیا این‌قدر عوض می‌شوند؟ یا بعضی چیزها فقط شکل تازه‌ای پیدا می‌کنند؟

خاطره، سوگ، زندگی زن‌ها و این‌که چه کسی فرصت پیدا می‌کند داستان خودش را تعریف کند، از وسط تمام کتاب رد می‌شوند. حتی خود رمان هم به همین موضوع وفادار است: یک زن قصه‌اش را می‌نویسد، زن دیگری آن را می‌خواند و بعد نویسنده‌ای از فرهنگی کاملاً متفاوت دوباره آن قصه را تعریف می‌کند. درابل هم گفته بود خاطرات واقعی شاهزاده هیگیونگ آن‌قدر درگیرش کرده بود که دیگر نمی‌توانست به‌راحتی از ذهنش بیرونش کند.

این ساختار البته ممکن است برای همه جواب ندهد. اگر فقط برای ماجرای عجیب دربار کره سراغ کتاب بروی، تغییر مسیر نیمه‌ی دوم شاید کمی ناگهانی باشد. «ملکه سرخ» بیشتر از اینکه بخواهد تا آخر یک قصه‌ی تاریخی پرحادثه بماند، دوست دارد بین گذشته و امروز رفت‌وآمد کند و درباره‌ی حافظه، مرگ و باقی‌ماندن قصه‌ی آدم‌ها فکر کند.

بالاخره بخریم؟

اگر رمان‌هایی را دوست داری که تاریخ را فقط تعریف نمی‌کنند و سعی می‌کنند آن را به زندگی امروز وصل کنند، «ملکه سرخ» انتخاب جالبی است. قصه‌ی اصلی‌اش عجیب و تلخ است، ولی چیزی که بعد از کتاب می‌ماند احتمالاً خود قصر و پادشاه‌ها نیست؛ فکر زنی است که نزدیک دو قرن بعد از مرگش هنوز راهی پیدا کرده تا یک نفر دیگر صدایش را بشنود.

«ملکه سرخ» نوشته‌ی مارگارت درابل با ترجمه‌ی سید سعید کلاتی و مینا وکیلی‌نژاد از سوی نشر هیرمند منتشر شده است.

خرید کتاب ملکه سرخ

نوشته‌یمارگارت درابلترجمه‌یسید سعید کلاتینشرهیرمندصفحه۴۲۰
۸۵۰٬۰۰۰تومان

پیشنهاد مطالعه: