معرفی کتاب «سیدارتها»
سیدارتها پسرِ یه برهمن بود. یه زندگی پر از نظم، دعا و سکوت داشت. احساس میکرد همهچیز توی زندگیش سر جاش قرار داره، بهجز خودش. هیچکس نمیفهمید اون بیقراری تهِ وجودش از کجا میاد. خودش هم نمیفهمید. فقط میدونست موندن فایده نداره. پس آروم و بیصدا رفت، چون حس کرد باید بره.
سیدارتها قصهی رسیدن به مقصد نیست، قصهی مسیر رسیدنه. قصهی مسیر یه مرد که راه افتاده چون دیگه نمیتونسته بمونه. هر بخش از زندگیش، از ریاضت تا ثروت، از لذت تا دلزدگی، از حرف تا تجربه. همهشون یه بخش خام از زندگی بودن که نه قراره سیدارتها رو کامل کنن، نه قراره قانعش کنن. فقط باید ازشون رد بشه. چون بعضی چیزا رو فقط وقتی میشه فهمید که یه راه اشتباه رو تا تهش بری.
هرمان هسه تو این کتاب از روشنشدن نمیگه، از ندونستن میگه. از اینکه بعضی وقتا لازمه همهچیز رو فراموش کنی، تا فقط یه چیز رو درست بفهمی. و اینکه بعضی چیزا رو فقط بعد از خطا، دل بستن و دل کندن میفهمی.سیدارتها تو مسیر حتی با بودا روبهرو میشه، ولی حتی اون هم براش کافی نیست. اگه دوست داشتی بدونی بودا چی میگفته که کافی نبوده، کتاب جستجوگر منتظرته.
سیدارتها از اون کتابا نیست که جواب سوالتو بده یا چیزی رو حل کنه. فقط یه لحظه نگهت میداره تا آروم شی، به خودت نگاه کنی و بفهمی شاید هنوز راه نیفتادی. شاید هم وقتشه یه بار دیگه به همهچی فکر کنی. اگه خواستی، میتونی این کتابو با ترجمهی خوب سروش حبیبی از نشر ماهی بخونی.
بخشی از کتاب
گوش به رود سپرد. آوای بسیار آهنگ رود بهنرمی بهگوش میرسید. سیدارتها در آب روان نگریست و پیش چشمش صورتهایی نقش بست. صورت پدرش را دید که تنها بود، در ماتم پسرش پیر شده، و صورت خود را دید که تنها بود، او نیز در بند اشتیاق فرزند دورشدهاش اسیر. پسرش را دید که او نیز تنها بود و با شوری بسیار بر راه گدازان امیال جوانی خویش میشتابید. هریک از آنها روی بهسوی مقصود داشتند و مقهور آن بودند و هریک در رنج. رود با آوای رنج مینالید.
واقعیتهای جالب درباره سیدارتها
سفری که به پایان نرسید
هرمان هسه، درست مثل شخصیت سیدارتها، خودش هم به دنبال معنویت بود. او در سال ۱۹۱۱ به هند سفر کرد، اما به دلیل بیماری نتونست به قسمتهای جنوبی هند که برنامه داشت سفر کنه. با این حال، این سفر الهامبخش نوشتن “سیدارتها” شد، جایی که هسه از فلسفههای شرقی مثل هندوئیسم و بودیسم الهام گرفت تا داستانی درباره خودشناسی و معنویت بنویسه.
خرید کتاب سیدارتها
نوشتهیهرمان هسهترجمهیسروش حبیبینشرنشر ماهیصفحه۱۷۶
