زندگی روزمره، طنز و تراژدی

بررسی و خرید کتاب "پیمان خونی"

ما گوشه‌ی دنجی از قاره‌ی امریکاییم که در آن نه نفت پیدا می‌شود، نه سرخپوست، نه ماده‌ی معدنی، نه آتشفشان و نه حتی ارتشی که کودتا کند. ما کشور کوچک داستان کوتاهیم.

معرفی کتاب "پیمان خونی"

شاید اسم ماریو بندتی رو نشنیده باشی، ولی باید بدونی که بندتی یکی از مهم‌ترین نویسنده‌های آمریکای لاتینه. کسی که خیلی قبل‌تر از ما، داستان‌هایی نوشته که هنوز انگار درباره زندگی ما هستن. یکی از این داستان‌ها پیمان خونیه. قصه‌ای ساده، ولی تکون‌دهنده درباره تنهایی یه پیرمرد و دوستیِ عجیبی که زندگی‌ش رو عوض می‌کنه.

داستان درباره‌ی اکتاویوئه. یه پیرمرد ۸۴ ساله که سال‌هاست دیگه هیچ‌کس به اسم صداش نمی‌کنه. برا همه شده پدربزرگ، یه شیء عتیقه تو خونه‌ی دخترش. تصمیم گرفته سکوت کنه؛ نه چون نمی‌تونه حرف بزنه، فقط چون دیگه حوصله‌ی حرف‌ زدن با کسی رو نداره. تنها دلخوشی‌ش مونولوگ‌های شبونه‌ی آرومیه که با خودش داره تا مطمئن شه هنوز زنده‌ست. ولی یه روز، نوه‌ش که اتفاقاً اونم اسمش اکتاویوئه، می‌فهمه پدربزرگش هنوز می‌تونه حرف بزنه، و این‌جاست که همه‌چی عوض می‌شه.

ولی کتاب فقط با این داستان تموم نمی‌شه. پیمان خونی یه مجموعه‌ی پونزده‌تا داستان کوتاهه. اگه دنبال مجموعه‌داستانی هستی که هم سرگرمت کنه، هم یه‌خورده عمیق‌تر از یه داستان بی‌سر‌وته باشه، و درعین‌حال لحظه‌های خوشی هم برات بسازه، پیمان خونی از ماریو بندتی انتخاب خوبیه، مخصوصاً با ترجمه‌ی لیلا مینایی از نشر ماهی.

بخشی از کتاب

خیلی عجیب است که بیشتر اوقات چهره‌ها و نام‌ها یادم نیست، ولی جزئیات تن‌ها را به یاد می‌آورم. با این حال، گاهی هم اسمی به خاطرم می‌رسد، ولی نمی‌دانم مال کدام تن است. این زن‌ها الان کجایند؟ مامان‌بزرگ صدایشان می‌کنند؟ مامان‌بزرگِ خالی، یا کسی هم هست که هنوز به اسم صدایشان کند؟ پیری یک‌جور بی‌نامی به آدم می‌دهد.

واقعیت‌های جالب درباره پیمان خونی

بندتی تو یکی از آخرین شعرهاش نوشت: «توی تابوتم یه خودکار بذارید، شاید خوابم نبرد.» یه جمله که از عشق بی‌پایانش به نوشتن حکایت می‌کنه.

بندتی از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۵ تبعید بود. تو لیما، مادرید، هاوانا، بوئنوس‌آیرس. اون سال‌ها پر از دلتنگی و اضطراب بودن و این‌ها همه، آروم‌آروم ریختن تو داستان‌هاش. واسه همین، پیمان خونی فقط یه مجموعه نیست، یه دفترچه‌ی تبعیده.

در بعضی دوره‌ها، نسخه‌های اولیه‌ی پیمان خونی تو کشورهای آمریکای لاتین، مثل آرژانتین یا شیلی، به خاطر سانسور سیاسی اجازه انتشار نداشت. اما مثل خود بندتی، داستان‌هاش هم یه‌جوری راهشون رو باز کردن.

خرید کتاب پیمان خونی

نویسنده
ماریو بندتی
مترجم
لیلا مینایی
ناشر
نشر ماهی
تعداد صفحه
160
پیمایش به بالا