
معرفی کتاب «نفوس مرده»
گوگول ایدهی یکی از عجیبترین کلاهبرداریهای تاریخ ادبیات را به دست یک کارمند سابق دولتی عملی میکند؛ نقشهای ساده که برای اجرایش فقط باید تعدادی رعیت مرده خرید.
در روسیهی تزاری، رعایا بخشی از دارایی مالک به حساب میآمدند و ارزش ملک و مالیات آن با شمار «نفوس» ثبتشده سنجیده میشد. اما فهرستهای مالیاتی همیشه بهروز نبودند؛ پس ممکن بود نام رعیتی که مرده بود تا بازبینی بعدی هنوز در دفاتر دولتی زنده بماند و مالک مجبور باشد بابتش مالیات بدهد.
چیچیکوف از همین شکاف استفاده میکند. وارد شهری تازه میشود و با جلب اعتماد مالکان، «نفوس مرده» را به قیمتی ناچیز میخرد. مالکان فکر میکنند با مردی دیوانه طرفاند که بار مالیات را از دوششان برمیدارد؛ اما چیچیکوف میخواهد این اسناد قانونی را به وثیقهی یک وام بزرگ تبدیل کند و غیبش بزند.
تاریخچهی خود کتاب هم دستکم از ماجرایش ندارد. گوگول نفوس مرده را بخش نخست از طرحی بزرگتر میدید. او بخش دوم را بارها نوشت و از بین برد؛ آخرین بار، در روزهای پایانی عمر و در میان بحران مذهبی و هنری، بخش بزرگی از دستنویس جلد دوم را سوزاند و چند روز بعد از دنیا رفت. از آن بخش فقط پارههایی باقی مانده است.
نفوس مرده طنز سیاه و نگاه تیز گوگول به دستگاه اداری، مالکان و انسانهایی است که در نظامی پوچ به عدد و سند تبدیل شدهاند. اگر آن را نخوانید، راستش اتفاق خاصی نمیافتد؛ اما خودتان را از تماشای یکی از باهوشترین و مضحکترین نقشههای کلاهبرداری در ادبیات محروم میکنید. پیشنهاد میکنیم این کلاسیک روسی را کنار دیگر کتابهای گوگول در کتابخانهتان بگذارید.
بخشی از کتاب
کالسکهٔ کوچک نسبتاً قشنگی از میان در بزرگ میهمانسرای شهری دورافتاده وارد شد. از آن نوع کالسکههایی بود که معمولاً مورد استفادهٔ مجردها قرار میگیرد ــ سرهنگهای بازنشسته، سروانها، ملاکینی که صدتا یا در این حدود رعیت دارند ــ در واقع کسانی که اعیان میانحال نامیده میشوند. سرنشین این کالسکه جنتلمنی بود که مطمئناً به زیبایی آدونیس نبود، ولی ظاهرش چندان نامقبول هم نبود. نه خیلی چاق بود، نه لاغر. نه میشد او را پیر به حساب آورد و نه جوان. ورودش جز رد و بدل چند اشاره میان دو دهاتی که در کنار میخانهای روبهروی میهمانسرا ایستاده بودند، نه شور و هیجانی در شهر ایجاد کرد و نه هیچ چیز دیگر؛ و در حقیقت توجه آن دو دهاتی هم بیشتر معطوف به کالسکه بود تا سرنشین آن.
واقعیتهای جالب درباره نفوس مرده
ایدهٔ اصلی مال پوشکین بود
بر اساس روایتهای شناختهشده از تاریخ ادبیات روسیه، الکساندر پوشکین، دوست و الهامبخش گوگول، طرح اصلی نفوس مرده را به او پیشنهاد داد. این اثر از نظر سفر پیکارسک و قهرمان رندش با دنکیشوت و یادداشتهای پیکویک مقایسه شده است.
اسم اصلی روی صفحهٔ عنوان
روی صفحهٔ عنوان چاپ نخست آمده بود: «سرگذشتهای چیچیکوف، یا نفوس مرده. منظومه». اثر بعدها با نام کوتاهتر «نفوس مرده» شناخته شد.
کمدی الهیِ نافرجام به سبک روسی
یک خوانش انتقادی رایج، طرح بزرگ گوگول را با کمدی الهی دانته مقایسه میکند: بخش نخست مانند دوزخ، بخش دوم مسیر تغییر و پالایش، و بخش سوم فرجام رهایی. اما گوگول هیچگاه دو بخش بعدی را به شکل نهایی به ما نرساند.
این کتاب «رمان» نیست، یک «منظومه» است
گوگول اصرار داشت اثرش را «پوئما» یا منظومه بنامد، هرچند کتاب به نثر نوشته شده است. او به قلمرو بزرگ حماسه فکر میکرد؛ حماسهای که قهرمانش بهجای افتخارآفرینی، دنبال کلاهبرداری است.
بحران مذهبی و نابودی جلد دوم
پدر ماتوی، راهنمای مذهبی گوگول، بر ریاضت و دوری از ادبیات تأکید میکرد. دربارهٔ علت دقیق آخرین سوزاندن دستنویس اختلاف نظر هست، اما این واقعه در اوج بحران مذهبی و خودآزاری گوگول رخ داد. بنابراین نمیشود با قطعیت تقصیر را تنها متوجه یک نفر دانست.
پارههای باقیمانده از بخش دوم
بخشهایی از نسخهها و یادداشتهای بخش دوم باقی مانده و در بعضی چاپها به کتاب افزوده شده است. روایت در این تکهها ناتمام میماند، اما بخش نخست از نظر بسیاری از خوانندگان و منتقدان، در همین شکل هم اثری کامل و مستقل است.
