
معرفی کتاب «ریاضی نابلدی»
خیلیها با خیال راحت میگویند «من آدمِ عدد نیستم»؛ جملهای که اگر جای عدد، خواندن و نوشتن بود احتمالاً گفتنش اینقدر عادی به نظر نمیرسید. جان آلن پائولوس این وضعیت را «ریاضی نابلدی» مینامد: ناتوانی در فهم اندازه، احتمال و نسبت وقتی پای تصمیمهای واقعی وسط است.
کتاب با سؤالهایی شروع میشود که ساده به نظر میرسند اما شهود ما را بههم میریزند. یک میلیون و یک میلیارد واقعاً چقدر فرق دارند؟ احتمال تولد مشترک دو نفر در یک جمع چقدر است؟ چرا بردن در قرعهکشی برای ذهن ما خیلی محتملتر از عدد واقعی احساس میشود؟
پائولوس کتاب درسی ننوشته است. با قصه، شوخی، مثال روزمره و چند محاسبه ساده نشان میدهد ذهن آدم مقابل عددهای خیلی بزرگ یا خیلی کوچک جا میزند و بعد جای محاسبه را با حدس، ترس یا اعتمادبهنفس پر میکند. هدف حفظ فرمول نیست؛ ساختن چند عادت بهتر برای فکرکردن است.
این نابلدی فقط موقع خرید و سرمایهگذاری دردسر نمیسازد. خبر پزشکی میتواند بیدلیل بترساندمان، نمودار ناقص میتواند جهت یک بحث را عوض کند و همزمانی معمولی ممکن است نشانهای اسرارآمیز به نظر برسد. درصد بدون تعداد واقعی و میانگین بدون شناخت توزیع، گاهی بیشتر از اینکه روشن کند گمراه میکند.
بخش جذاب دیگری از کتاب سراغ شبهعلم و پیشگویی میرود. اگر هزار ادعا مطرح شود، بالاخره چند مورد درست از آب درمیآید؛ ذهن ما همان موفقیتها را نگه میدارد و شکستها را فراموش میکند. پائولوس پیشنهاد میدهد قبل از هیجانزدهشدن، مقیاس را مقایسه کنیم، نرخ پایه را بپرسیم و ببینیم عدد دقیقاً چه چیزی را اندازه گرفته است.
کتاب سال ۱۹۸۸ منتشر شده، اما مسئلهاش در روزگار نمودار، الگوریتم، نظرسنجی و ادعاهای آماری تازهتر هم شده است. این اثر برای یادگیری ریاضی دانشگاهی نیست؛ برای کسی است که میخواهد با دیدن «دو برابر خطر بیشتر» یا «۹۰ درصد موفقیت» مکث کند و بپرسد: نسبت به چه چیزی و از میان چند نفر؟
«ریاضی نابلدی» نوشته جان آلن پائولوس با ترجمه مرتضی معدنی ثانی و علیرضا نظری از سوی نشر درنگ منتشر شده است.
بخشی از کتاب
«دو اشرافزاده شرط میبندند کدامیک عدد بزرگتری میگوید. یکی میگوید «سه»؛ دیگری نیم ساعت فکر میکند و شکست را میپذیرد.»
واقعیتهای جالب درباره ریاضی نابلدی
واژه «ریاضینابلدی» را نویسنده اختراع نکرد
قدیمیترین کاربرد ثبتشده واژه انگلیسی «innumeracy» به سال ۱۹۵۹ برمیگردد، تقریباً سه دهه پیش از انتشار کتاب پائولوس. بنابراین او سازنده این واژه نبود، اما موفقیت کتابش آن را به اصطلاحی شناختهشده برای توصیف بیسوادی عددی تبدیل کرد.
یک کتاب کوچک، هجده هفته پرفروش ماند
چاپ نخست کتاب فقط حدود ۱۳۵ صفحه داشت، اما هجده هفته در فهرست کتابهای پرفروش نیویورک تایمز باقی ماند. این موفقیت برای کتابی درباره احتمال، آمار و خطاهای عددی اتفاقی غیرمعمول بود.
کتاب خیلی زود جهانی شد
طبق فهرست رسمی نویسنده، بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷ کتاب به دستکم پانزده زبان، از جمله فرانسوی، آلمانی، ژاپنی، چینی، کرهای، یونانی، عبری، هلندی و اسپانیایی ترجمه شد. نسخه تازهای از آن نیز در سال ۲۰۰۱ انتشار یافت.
فقط ۲۳ نفر برای یک تصادف عجیب کافیاند
یکی از مثالهای مشهور کتاب میگوید در جمعی فقط ۲۳ نفره، احتمال اینکه دستکم دو نفر روز تولد مشترکی داشته باشند از پنجاه درصد بیشتر است. این مثال نشان میدهد شهود انسان معمولاً تعداد فرصتهای وقوع یک تصادف را کمتر از واقعیت تخمین میزند.
فاصله میلیون تا میلیارد خیلی بیشتر از چیزی است که حس میکنیم
پائولوس برای قابلفهمکردن عددهای بزرگ، آنها را به زمان تبدیل میکند: یک میلیون ثانیه تقریباً یازده روز و نیم است، یک میلیارد ثانیه حدود سیودو سال و یک تریلیون ثانیه نزدیک به سیودو هزار سال. این مقایسه یکی از بهیادماندنیترین مثالهای کتاب است.


