ژیزل فروند: عکاسی که به تاریخ شلیک کرد

ژیزل فروند از اون آدمایی نبود که بشینه یه گوشه و فقط تماشا کنه. توی برلینِ سال ۱۹۰۸ تو یه خانواده یهودی و پولدار به دنیا اومد. خانواده‌ای که ثروتش رو مدیون فروش شلوارک‌های زنونه دوچرخه‌سواری بود. پدرش عاشق هنر و عکاسی بود و یه روز یه دوربین “لایکا” بهش هدیه داد. همین هدیه ساده، مسیر زندگی ژیزل رو مشخص کرد. دوربینو گرفت و انگار از همون لحظه به خودش گفت: «برو ببین دنیا چه خبره!»

وقتی رفت دانشگاه، فهمید فقط از پشت لنز نمی‌شه دنیا رو دید. باید عمیق‌تر نگاه می‌کرد. برای همین رفت سراغ جامعه‌شناسی. بعدش تو فرانکفورت زیر نظر آدمای بزرگی مثل آدورنو، نوربرت الیاس و کارل مانهایم درس خوند. یه روز الیاس بهش گفت: «چرا پایان‌نامت رو درباره‌ی عکاسی نمی‌نویسی؟» همین یه جمله مسیر زندگیشو عوض کرد. اون روزا برلین آروم نبود. خیابونا پر بود از شعار، درگیری و فاشیستایی که هی بیشتر قدرت می‌گرفتن.

ژیزل که هیچ‌وقت اهل کنار نشستن نبود، افتاد تو دل ماجرا. روز کارگرِ ۱۹۳۱ دوربینش رو برداشت و رفت تو خیابون. یه عکس گرفت از بنری که روش نوشته بود: «عکاسی یه سلاحه تو مبارزه طبقاتی.» این جمله رو باور داشت و تا آخر عمر پای همین اعتقادش موند.

سال ۱۹۳۳ که هیتلر به قدرت رسید، دیگه جای زنی یهودی و سوسیالیست تو آلمان نبود. ژیزل مجبور شد فرار کنه. نگاتیوهاش رو دور بدنش بست، بعضیاش رو هم زیر لباس زیرش قایم کرد تا از مرز رد شه. همون نگاتیوها بعداً تو مجله‌های ضدنازی چاپ شدن و صداشونو به دنیا رسوندن.

از پاریس تا بوئنوس‌آیرس: مسیر ژیزل فروند در دنیای عکاسی

ژیزل فروند از اون آدمایی نبود که بشینه یه گوشه و فقط تماشا کنه. توی برلینِ سال ۱۹۰۸ تو یه خانواده یهودی و پولدار به دنیا اومد. خانواده‌ای که ثروتش رو مدیون فروش شلوارک‌های زنونه دوچرخه‌سواری بود. پدرش عاشق هنر و عکاسی بود و یه روز یه دوربین “لایکا” بهش هدیه داد. همین هدیه ساده، مسیر زندگی ژیزل رو مشخص کرد. دوربینو گرفت و انگار از همون لحظه به خودش گفت: «برو ببین دنیا چه خبره!»

وقتی رفت دانشگاه، فهمید فقط از پشت لنز نمی‌شه دنیا رو دید. باید عمیق‌تر نگاه می‌کرد. برای همین رفت سراغ جامعه‌شناسی. بعدش تو فرانکفورت زیر نظر آدمای بزرگی مثل آدورنو، نوربرت الیاس و کارل مانهایم درس خوند. یه روز الیاس بهش گفت: «چرا پایان‌نامت رو درباره‌ی عکاسی نمی‌نویسی؟» همین یه جمله مسیر زندگیشو عوض کرد. اون روزا برلین آروم نبود. خیابونا پر بود از شعار، درگیری و فاشیستایی که هی بیشتر قدرت می‌گرفتن.

ژیزل که هیچ‌وقت اهل کنار نشستن نبود، افتاد تو دل ماجرا. روز کارگرِ ۱۹۳۱ دوربینش رو برداشت و رفت تو خیابون. یه عکس گرفت از بنری که روش نوشته بود: «عکاسی یه سلاحه تو مبارزه طبقاتی.» این جمله رو باور داشت و تا آخر عمر پای همین اعتقادش موند.

سال ۱۹۳۳ که هیتلر به قدرت رسید، دیگه جای زنی یهودی و سوسیالیست تو آلمان نبود. ژیزل مجبور شد فرار کنه. نگاتیوهاش رو دور بدنش بست، بعضیاش رو هم زیر لباس زیرش قایم کرد تا از مرز رد شه. همون نگاتیوها بعداً تو مجله‌های ضدنازی چاپ شدن و صداشونو به دنیا رسوندن.

وقتی دوربین تبدیل به زبان جامعه‌شناسی شد

سال ۱۹۵۳ برای همیشه برگشت پاریس. این‌بار فقط عکاس نبود. به یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازهای عکاسی تبدیل شده بود. کتاب معروفش “جامعه‌شناسی عکاسی” تبدیل شد به یکی از اولین متن‌های جدی جامعه‌شناسی عکاسی. هنوزم تو خیلی از دانشگاه‌ها تدریس می‌شه.

برای کتابش جوایز زیادی مثل شوالیه‌ی لژیون دونور، افیسیه هنر و ادبیات، جایزه‌ی ملی هنر فرانسه و حتی ریاست اتحادیه عکاسان گرفت. ولی خودش خیلی دنبال جایزه نبود. هنوز مهم‌ترین چیز براش آدم‌ها و نگاه‌ها و داستان‌هایی که تو چشم‌هاشون پیدا می‌کرد بود.

ژیزل یه بار گفت: «من هیچ‌وقت تکنیک برام مهم نبود. آدم‌ها مهم بودن، نه دوربین.» اگه عکس‌هاشو ببینی، حرفش رو باور می‌کنی.جیمز جویس خسته به نظر می‌رسه. ویرجینا وولف نگرانه. فریدا کالو پر از درده و سارتر غرق افکاره. ژیزل فروند تو ۳۱ مارس ۲۰۰۰ تو پاریس از دنیا رفت. ولی نگاتیوها، عکس‌ها و نوشته‌هاش هنوز زنده‌ن. هنوز دارن بهمون یادآوری می‌کنن که دوربین می‌تونه چشم تاریخ باشه.

ژیزل بهمون یاد داد که عکاسی فقط برای زیبایی نیست. می‌تونه یه جور مقاومت باشه. یه جور روایت از درد و شادی و امید. خودش می‌گفت: «می‌خواستم آدم‌ها دیده بشن. با همه دردها و خوشی‌هاشون.»

واقعیت‌های جالب درباره ژیزل فروند

تو دورانی که همه دنبال پرتره‌های روتوش‌شده سیاه‌وسفید بودن، ژیزل رفت سراغ فیلم‌های رنگی مثل کداکروم و آگفا. می‌گفت: «رنگ به زندگی نزدیک‌تره.» اون فقط به یه تغییر تکنیکی فکر نمی‌کرد، دنبال یه روایت واقعی‌تر بود؛ از رنگ پوست تا نگاه چشم.

بعد از جنگ جهانی دوم، ژیزل با چند گونی غذا و لباس برگشت پاریس و اونا رو بین دوستاش پخش کرد. تو لیستش اسم‌های جالبی بود: ژان کوکتو سه پوند قهوه گرفت، ژان دوبوفه یه سوسیس! عکاس بود، ولی همیشه آدم‌ها براش اولویت داشتن.

تو دوران مک‌کارتیسم، ژیزل برای دولت آمریکا به خاطر باورهای سوسیالیستی‌اش «عنصر نامطلوب» خطاب می‌شد. بهش اجازه کار ندادن و باعث شدن از مجله مگنوم هم فاصله بگیره. راستی ژیزل  تو سال ۱۹۴۷، شد تنها زنی که تو آژانس معروف مگنوم فوتوز فعالیت می‌کرد. بین کلی مرد عکاس خبری و جنگی، اون با یه نگاه اجتماعی و انسانی، مسیری متفاوت رفت.

جیمز جویس عکاسی رو دوست نداشت. تو یه جلسه با ژیزل، سرش خورد به چراغ و فریاد زد: «دارم خون‌ریزی می‌کنم!» بعد هم گفت لابد نفرین شده‌ام! با این حال، باز ازش خواست یه بار دیگه بیاد خونه‌ش. یکی از همون عکس‌ها شد عکس جلد مجله Time.

عکس پرتره ژیزل فروند

ژیزل فروند

عکاسی که به سلاح مقاومت تبدیل شد

آثار ژیزل فروند:

پیمایش به بالا