آرام پهلوان
مترجم
۱ نتیجه پیدا شدمترجم. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص) ترجمهکننده. (غیاث) (آنندراج). ترجمان. دیلماج. (یاد داشت به خط مرحوم دهخدا). مأخوذ از تازی، ترجمان و ترجمهکننده و معنیکننده و تاجُران. (ناظم الاطباء). کسی که کلامی را به زبانی دیگر برگرداند چنانکه فرانسه را به پارسی :... تا بروزگار مترجم آن آهن نوشته بر در آن کاخ بود. (ترجمۀ تاریخ بخارا). و رجوع به مادۀ قبل و تاجُران شود.
