شبتاب خیلی تنها
معرفی کامل کتابدر غروب یک روز آفتابی، شبتاب کوچکی به دنیا آمد، بالهایش را باز کرد و در آسمان پرواز کرد. او دنبال شبتابهای دیگر بود. سرِ راهش یک چراغ دید و به طرف آن پرواز کرد؛ اما به جای یک کرم شبتاب یک لامپ را دید که شب را روشن کرده بود. شبتاب در ر…
- نویسندهاریک کارل
- مترجمندا خوشقانی
- ناشرعصر اندیشه
- تعداد صفحه۳۲
